یادداشت صوفیا نصرالهی درباره «ابد و یک روز» سعید روستایی/ در ستایش خانواده

«ابد و يك روز» فيلمي است در ستايش خانواده. مهم نيست كه در پايان‌بندي تراژيك فيلم يكي قرباني مي‌شود تا خانواده به آسايش برسند. در تك‌تك لحظات فيلم، بين همه آن دعواها و داد و بيدادها مي‌شود آن رابطه عجيب عشق و نفرت را ميان اعضاي خانواده ديد. بعد از كمدي شيرين افخمي، «آذر، شهدخت، پرويز و ديگران» حالا «ابد و يك روز» دومين فيلمي است كه در سال‌هاي اخير در باب اهميت خانواده ساخته شده است. 
7فاز: اولين ساخته سعيد روستايي حتي پيش از اولين نمايش‌اش در جشنواره فجر سر و صدا به پا کرده بود. آنهايي که فيلم را ديده بودند مي‌گفتند «ابد و يک روز» پديده امسال جشنواره است و کارگردان جوان بيست‌وچند ساله‌اش يکي از استعدادهاي سينماي ايران که البته پيش از اين فيلم کوتاه‌هاي خوبي هم ساخته بود. باز طبق شنيده‌ها مي‌گفتند ممکن است خيلي‌ها فکر کنند فيلمش دچار سندروم فرهادي اين سال‌هاست و اين تنها نقطه ضعفش قلمداد شود. بعد از ديدن «ابد و يک روز» شنيده اولي تاييد و دومي تکذيب شد. يکي از بهترين فيلم‌هاي اين چند سال سينماي ايران اتفاقا هيچ ربطي به الگوي اصغر فرهادي ندارد که اصلا مرکزيتش روي طبقه متوسط است. «ابد و يک روز» فيلمي درباره پايين‌ترين طبقه شهري است و الان هيچ فيلم ديگري يادم نمي‌آيد که به اندازه اين يکي با دقت روي جزييات توانسته باشد روايت تصويري زنده و صحيح و سالمي از زندگي اين طبقه اجتماعي ارائه دهد. اينکه صفت صحيح و سالم را برايش به کار مي‌برم به اين خاطر است که روستايي تلاش نمي‌کند برچسب‌هاي انتقادات اجتماعي-سياسي به فيلمش الصاق کند. به جايش داستاني صادقانه از زندگي خانواده‌اي را روايت مي‌کند که در فقر اجتماعي و فرهنگي دست و پا مي‌زنند. يکي از برادرها معتاد و موادفروش است، آن يکي با هر جور کلک و حقه‌بازي مي‌خواهد گليم خودش و بقيه اعضاي خانواده را از آب بيرون بکشد. دو تا از خواهرها ازدواج ناموفقي داشته‌اند و يکي گوشه خانه افتاده و افسردگي گرفته. مادرشان هم که عليل است و کاري ازش برنمي‌آيد. مي‌ماند سميه و نويد. نويد که برادر کوچکتر است و شاگرد اول مدرسه‌شان و اميد براي ورود به مدرسه تيزهوشان و سميه که نه خواهر بزرگتر، انگار مادر نويد است. اين خواهر و برادر بيشتر از بقيه خميره‌شان به هم شبيه است. باهوش‌اند و مي‌خواهند زندگي خوبي داشته باشند. و البته در کنه وجود جفت‌شان وفاداري سرسختانه‌اي نسبت به خانواده وجود دارد. دلايلي که باعث شده «ابد و يک روز» برايم تبديل به فيلم مهم جشنواره امسال شود اين‌ها هستند:
1. فيلمنامه و شخصيت‌پردازي دقيق و ديالوگ‌نويسي درخشان فيلم. بيشتر فيلم به جر و بحث و دعوا ميان اعضاي خانواده مي‌گذرد. حاضرجوابي‌هاي مرتضي خطاب به اتهامات محسن و بد و بيراه‌هايي که دو برادر نثار هم مي‌کنند مثل دعواهاي فيک و قلابي بقيه فيلم‌هايي که مي‌خواهند قشر پايين جامعه را آسيب‌شناسي کنند، نيست. اينکه عقده‌ها و گير هر کدام از کاراکترها که باعث مي‌شود به بقيه اعضاي خانواده بپرد کجاست با دقت در طول فيلم تشريح و کالبدشکافي مي‌شود. درست همان جايي که ليلا کادوهاي نظير را از کابينت بيرون مي‌کشد و توي صورت سميه مي‌کوبد، اوج اين دقت نظر در شخصيت‌پردازي است. جايي که نقاب معصوميت مطلق سميه هم مي‌افتد و حقارت‌هاي وجودي‌اش آشکار مي‌شود. اين‌ها مربوط به فيلمنامه است. بخاطر شخصيت‌پردازي ظريف روستايي است که با وجود همه کارهاي لج‌درآر محسن و گندي که به خانواده زده، دست آخر در آن نمايي که قلب را فشرده مي‌کند وقتي لباس شيک‌هايش را پوشيده، بغض گلويمان را مي‌چسبد و مي‌خواهيم مرتضي را لعنت کنيم. مرتضايي که تا اين لحظه برادر بزرگ و حافظ خانواده بود و خير و صلاح همه را مي‌خواست حالا تبديل به بدمن فيلم مي‌شود. دست آخر همه حرف‌هاي محسن درست از کار درآمد. 
2. فيلمي درباره فقر که تصويرها و قاب‌هاي سينمايي و تحسين‌برانگيز دارد. سخت‌ترين کار در تصوير کردن چنين فيلمنامه‌اي با آدم‌هايي از اين طبقه، باسليقه بودن است. فيلم‌هاي طبقه پايين چرک و کثيف و زشت‌اند. «ابد و يک روز» چرکي‌ها را نشان مي‌دهد ولي روستايي عجيب کارگردان باسليقه‌اي است و اندازه هر چيزي دستش است که اين چرکي‌ها، تو ذوق تماشاگر نمي‌زنند. کاملا رئال و بخشي از زندگي آدم‌هاي اطراف ماست که شايد کمتر مي‌بينيم‌شان. 
3. شوخ‌طبعي کاراکترهاي فيلم در اوج بدبختي تحسين‌برانگيز است. اين شوخي‌ها ابدا براي تلطيف فضاي فيلم نيست. اينکه تماشاگرهاي برج ميلاد سر اين شوخي‌ها قهقهه مي‌زدند و تشويق مي‌کردند جاي تعجب دارد. اين شوخ‌طبعي تلخ و گزنده مصداق «خنده تلخ من از گريه غم‌انگيزتر است» مي‌شود. اين آدم‌هاي مفلوک براي خنداندن ما نيست که اين ديالوگ‌ها را مي‌گويند. اين طعنه و کنايه‌ها جزيي از زبان تند و تيز طبقه‌اي است که راه نجاتي براي خودش از منجلاب زندگي‌اش نمي‌بيند و ناچار با کلام دائم مشغول خالي کردن زهرش به خودش و اطرافيانش است. کنايه‌ها ذهن تماشاگر را فعال‌تر مي‌کند و ضربان و ريتم فيلم را تنظيم مي‌کند. يک‌جور کاتاليزور براي ته‌نشين شدن اندوه عميقي که در دل‌مان حس مي‌کنيم. 
4. بازي‌هاي درخشان بازيگران. گروه بازيگران «ابد و يک روز» در يک کلام فوق‌العاده‌اند. گيرم که ريما رامين‌فر مثل خيلي از نقش‌هاي ديگرش خواهر بزرگ دلسوز باشد. مهم اين است که درست سر جايش نشسته. نويد محمدزاده بعد از بهروز وثوقي «گوزن‌ها» و بهرام رادان «سنتوري» سومين معتاد متفاوت و همدلي‌برانگيز و جذاب تاريخ سينماي ايران را جان بخشيده. بدون اغراق و زياده‌روي. خماري و نشئگي به اندازه. ريتم درست بازي‌اش نشان مي‌دهد چه بازيگر هوشمند و توانايي است. «ابد و يک روز» بهترين بازي کارنامه پيمان معادي است چه در فيلم‌هاي داخلي و چه خارجي. بالاتر از «جدايي نادر از سيمين» و «کمپ ايکس‌ري». درک درستش از کاراکتري که بازي مي‌کند، مردي که هم مي‌خواهد يک راه نجات براي خودش پيدا کند و هم کمترين آسيب را به خانواده‌اش بزند، حيرت‌انگيز است. زوج معادي و محمدزاده به گمانم بهترين تيم بازيگري تا آخر جشنواره باقي بمانند. شبنم مقدمي و پريناز ايزديار هم در اوج کارنامه بازيگري‌شان هستند. 
5. اين يکي از همه مهم‌تر است. «ابد و يک روز» فيلمي است در ستايش خانواده. مهم نيست که در پايان‌بندي تراژيک فيلم يکي قرباني مي‌شود تا خانواده به آسايش برسند. در تک‌تک لحظات فيلم، بين همه آن دعواها و داد و بيدادها مي‌شود آن رابطه عجيب عشق و نفرت را ميان اعضاي خانواده ديد. بعد از کمدي شيرين افخمي، «آذر، شهدخت، پرويز و ديگران» حالا «ابد و يک روز» دومين فيلمي است که در سال‌هاي اخير در باب اهميت خانواده ساخته شده است. خانواده خوب و عزيز است. حتي خانواده‌اي که در فقر و بدبختي دست و پا بزنند.
صوفيا نصرالهي
نظرات
احسان سه شنبه 20 بهمن 1394 نقاط قوت فيلم و به درستي و کاملا به جا اشاره کردين مخصوصا درباره ماهيت شوخي ها که واقعا تهشون تلخه بخصوص همون صحنه ي رقاصي معادي و محمدزاده.خيلي عجيبه حتي منتقد 7 هم فقط درباره کمدي اين فيلم حرف ميزنه و هي کمدي کمدي ميکنه و اصلا فيلم و درست نديده.لحن تند و عصبي فيلم با اين که لازمه ولي زياديه بعضا.در مجموع فيلم بسيار خوبيه.مخصوصا اگر فيلم اولي باشه
2 0
پاسخ

محمد نصراللهي چهارشنبه 5 اسفند 1394 فيلم عاليه خدا کنه سعيد روستايي همينجوري عالي بمونه
4 2
پاسخ

سعيد پنجشنبه 12 فروردين 1395 با تمام احترامي که لازم است به فيلم گذاشته شود اما فيلم نامه اقتباسهاي فراواني از سريال شيم لس shameless انجام داده است که از سعيد روستايي انتظار مي رود به آن اشاره کند.
6 1
پاسخ

الهه دوشنبه 20 ارديبهشت 1395 جالبترين نکته فيلم اين بود کاراکتري مثل مرتضي رو در عين خوبي در آخر خطاکار نشون ميده،خطايي از سر ناچاري و درموندگي ک تماشاچي رو ب اين چالش ميکشه ک خودشو ب جاي مرتضي بزاره
0 1
پاسخ

سپاي يكشنبه 12 دي 1395 کاش برادري مثل محسن داشتم ........ــــ
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط












































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز