یادداشت نویسنده 7فاز درباره «اژدها وارد می‌شود» مانی حقیقی/ اسرار گنج دره جنی

فيلم روايتي‌ست از مصرف دراگ و تحت مصرف دراگ. اين گمان با نام و استعاره‌ي اژدها تقويت هم مي‌شود. اژدها در فرهنگ عامه اشاره به افيون، و گشتن بدنبالش استعاره از گرفتن رد و استنشاق دود برآمده از مخدر است. جستجويي براي تجربه‌ي عوالم بالا. گره‌گشايي‌هاي فيلم هم در همين تجربه‌هاي خلسه صورت مي‌گيرند و زن محلي با اشاره به مخدري كه به دست كارآگاه داده مي‌گويد بايد اينو بكشي تا بفهمي چي مي‌گم.
7فاز: احتمال لو رفتن داستان وجود دارد!
 
سال‌ها پيش کن کيسيِ جوان بعد از آشنايي با شخصي به نام ويک لاوِل به سمت استفاده‌ي تحقيقاتي از LSD رفت. مدتي بعد رمان مشهورش "پرواز بر فراز آشيانه‌ي فاخته" را نوشت و در قسمت تقديمنامه آن را اينطور به دوستش تقديم کرد:
به ويک لاول که مي‌گفت اژدها وجود ندارد، آنگاه مرا به کنام اژدها برد.
 
در ابتداي فيلم با عبارت "بر اساس يک داستان واقعي" مواجه مي‌شويم که خب لزومي به حقيقي بودنش نيست (ايرادي هم ندارد) همانطور که در ادامه حتا مايه‌هايي از فانتزي رقيق در فيلم ديده مي‌شود. قصه موجز فيلم اين است که در دهه‌ي چهل، مجرمي سياسي به قشم تبعيد شده و بعد از اينکه وارد رابطه‌ي عاطفي با دختري محلي شد، بدست پدر دختر کشته شده و مرگش خودکشي جلوه داده مي‌شود. مأموري از تهران براي پيگيري قضيه اعزام و با اتفاقات عجيبي روبرو مي‌شود و بعد با گروهي (از جمله يکي از عوامل پشت صحنه‌ي فيلم "خشت و آينه" محصول 1343 به کارگرداني ابراهيم گلستان) به دنبال حل معما مي‌افتد. از اين گروه، جعبه‌اي حاوي مدارکي مهم در استوديوي فيلم گلستان بجا مي‌ماند (عکسي از سه مرد با يک نوزاد، متن داستان ملکوت بهرام صادقي، استخوان آرواره‌ي شغال، مقاديري نوار صوتي و غيره) و حالا، سال‌ها بعد، اين جعبه بدست ماني حقيقي (نوه‌ي ابراهيم گلستان) افتاده و تصميم گرفته فيلمي بر اساس اين مستندات بسازد پس داستان از چيزي شبه مستند، شامل گفتگوهاي رو به دوربين ماني حقيقي، مادرش ليلي گلستان و... به قصه‌اي معمايي کارآگاهي و دهه چهلي در دل کلوت‌هاي دره‌ي ستارگان جزيره‌ي قشم در رفت و آمد است.وقتي به دل قصه‌ مي‌رويم ماجرا فرق مي‌کند و اتمسفر چيز ديگري مي‌شود. کارآگاهي که به قشم اعزام شده تا ته و توي مرگ مشکوک سميعي، فعالي مارکسيست لنينيست را دربياورد، در برابر درخواست مقام محلي براي دفن نکردن سميعي در قبرستان بدنام کنار محل زندگي‌‌اش مقاومت مي‌کند و زلزله‌ي متعاقب دفن کردن مرده در آن زمين را که بومي‌ها خبرش را داده بودند به چشم مي‌بيند. از اينجا به بعد است که اين مأمور انگيزه‌اي شخصي براي کشف معما پيدا مي‌کند و به همراه يک صدا‌بردار و دوست زمين شناسش به قشم برمي‌گردد. ديگر کاري نداريم چه اتفاقاتي در ادامه مي‌افتد. فقط بحث بر سر منطق روايت و توضيح حال و هواي فيلم است. در يک نقطه که شاهد مصرف مخدر بدست کارآگاه هستيم و چند جاي ديگر هم تلويحن فضاي روانگردان بر فيلم غالب مي‌شود. مثلن هم‌نوازي شبانه‌ي سه مرد دور آتش که انگار از خود بي خود شده‌اند و به مراسمي آييني مي‌ماند، بار ديگر هم بعد از نوشيدن آبي که ستوان چارکي (مقام محلي) براي گروه مي‌آورد. درست بعد از مصرف مخدر است که شتري وارد قصه و بعد از کشته شدن گوشتش هم خورده مي‌شود. پس فارغ تا حدي فارغ از اينکه داستان چه بوده و معما چطور حل شده و ديگر جزئيات، بنظرم فيلم روايتي‌ست از مصرف دراگ و تحت مصرف دراگ. اين گمان با نام و استعاره‌ي اژدها تقويت هم مي‌شود. اژدها در فرهنگ عامه اشاره به افيون، و گشتن بدنبالش استعاره از گرفتن رد و استنشاق دود برآمده از مخدر است. جستجويي براي تجربه‌ي عوالم بالا. گره‌گشايي‌هاي فيلم هم در همين تجربه‌هاي خلسه صورت مي‌گيرند و زن محلي با اشاره به مخدري که به دست کارآگاه داده مي‌گويد بايد اينو بکشي تا بفهمي چي مي‌گم. فيلم مانيِ حقيقي تا جايي که مي‌دانم از اين حيث تجربه‌اي نو در سينماي ايران است. همينطور جرئت کردن و زدن به دل قصه‌اي با اين حجم از متريال و شاخ و برگ در لوکيشني نامتعارف و فاصله گرفتن از برکه‌ي امني که اغلب سينماگران ايراني دو دستي آن را چسبيده‌اند (چيزي شبيه تجربه‌‌ي دو سال پيش حميد نعمت‌الله در آرايش غليظ که مورد پسند حقيقي هم بود) در نهايت کاري که ماني حقيقي با رها کردن يک مشت فريک در بيابان‌هاي قشم و مقاديري متافيزيک انجام داد تجربه‌ي سينما در معناي واقعي‌اش بود، يعني يک صحنه‌سازي بزرگ و غالب کردن دروغي با تمام زوايا و جزئيات و مصاحبه‌ها، بحدي که تماشاگران بعد از روشن شدن چراغ‌هاي سالن با وجود اين حجم از توهم و تخيل باور کرده باشند شايد اين‌ها همه بر اساس داستاني واقعي ساخته شده، که واقعن آنها هم سر از کنام اژدها در آورده‌اند.
احسان سالم
نظرات
كماجدون چهارشنبه 21 بهمن 1394 اين چه مزخرفاتيه؟ هفت فازيا بدجورى قاطي كردن
10 6
پاسخ

سهيل چهارشنبه 21 بهمن 1394 درود ... منم همينو ميگم اين فيلم شاهکار نيست ولي همينکه از روايت خطي ساختار و بحث هاي دروغ و پنهان کاري و از اين اتاق به اون اتاق رفتن پيروي نميکنه خودش يه پيروزي واسه سينماي ماست بايد اين فيلمها مورد توجه قرار بگيرن تا يه خرده از اين موج فرهادي و کيارستمي کم بشه . يعني هر کي اون چيزي که بلد و ميشناسه بسازه نه اينکه همه اداي فرهادي رو دربيارن اون دنيا واسه فرهاديه و خيلي هم خوب از پسش .
8 1
پاسخ

mojib يكشنبه 25 بهمن 1394 و زن محلي با اشاره به مخدري كه به دست كارآگاه داده مي‌گويد "بايد اينو بكشي تا بفهمي چي مي‌گم."
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز