یادداشت پویان عسگری درباره 5 فیلم مهجور اما مهم «تاریخ سینمای ایران»

تاريخ سينماي ايران پر از فيلم‌هاي جذاب و هيجان‌انگيز براي تماشاگران و منتقدان است. فيلم‌هايي بكر، كم ديده شده و مهجور كه در بررسي‌هاي انتقادي ناديده گرفته شده‌اند و خيلي كم درباره‌شان صحبت شده. فيلم‌هايي كه در بازنگري، فراتر از ويژگي‌هاي سينمايي، امكان خوانش‌ تاريخ سينمايي و خوانش اجتماعي را هم فراهم مي‌آورند. فيلم‌هايي كه روحيه و ناخودآگاه احساسي روزگار خود را در نسبت با دوران فعلي، واجد معنا و فهم ثانويه مي‌كنند.
7فاز: تاريخ سينماي ايران پر از فيلم‌هاي جذاب و هيجان‌انگيز براي تماشاگران و منتقدان است. فيلم‌هايي بكر، كم ديده شده و مهجور كه در بررسي‌هاي انتقادي ناديده گرفته شده‌اند و خيلي كم درباره‌شان صحبت شده. فيلم‌هايي كه در بازنگري، فراتر از ويژگي‌هاي سينمايي، امكان خوانش‌ تاريخ سينمايي و خوانش اجتماعي را هم فراهم مي‌آورند. فيلم‌هايي كه روحيه و ناخودآگاه احساسي روزگار خود را در نسبت با دوران فعلي، واجد معنا و فهم ثانويه مي‌كنند. ناديده گرفته شدن اين فيلم‌ها البته دلايل مهمي دارد. مهمترينش به جمود و عدم شناخت منتقدان قديمي برمي‌گردد. به فضاي بسته و صلب نقد فيلم ايران كه فاقد تشخيص و سليقه تربيت شده (جامع) بود و در ضرورت بحث درباره سينماي «عامه‌پسند» ايران غفلت كرد. منتقدان همه چيز را به «فيلمفارسي» تقليل دادند تا اينگونه خيال خود را راحت كنند. در قاموس آنها فيلم‌ها يا چهار ستاره بودند يا بي‌ارزش. صحبت درباره «فيلم بد»، نسخه ايراني و مردانه «مارني» هيچكاك و تحويل گرفتن يك شاهكار «حاجي/سيدي»، سطح پايين بود، و مسخره‌تان مي‌كردند اگر امكان يا فوريت بحث درباره «فيلم عامه‌پسند» را متذكر مي‌شديد. اما حالا، فارغ از اين خرافه‌ها، آن‌جور كه تاريخ سينماي ايران استحقاقش را دارد بايد درباره آن صحبت كنيم. اين شروع مجموعه يادداشت‌هايي درباره فيلم‌هاي مهجور اما مهم تاريخ سينماي ايران است كه اميدوارم در گذر زمان تبديل به نگره و شيوه‌اي قابل دفاع در بررسي بخش مغفول مانده تاريخ سينماي ايران شود. پنج فيلم اول، تمايزات جدي با هم دارند و هر كدام يك شكل از فيلم را نمايندگي مي‌كنند؛ ملودرام افسرده و ممنوعه «ديدار» محمدرضا هنرمند كه در زمان خودش بخاطر رابطه يك پسر مسلمان با يك دختر ارمني، سه سال توقيف شد. تريلر/ملودرام «ايستگاه» يدالله صمدي كه به شكلي باورنكردني عالي ساخته شده و شايد بهترين كار هر يك از عوامل فني‌اش باشد. فيلم بازيگوش و انقلابي «شاخ گاو» كه همچون بهترين فيلم‌‌هاي استاد كيانوش عياري، انقلابي عليه سنت‌هاي تثبيت شده و البته دمده سينماي ايران است. فيلم خيلي خوب عزيزالله حميدنژاد «هور در آتش» كه به لطف تدوين درخشان مرحوم سيف‌الله‌ داد، بدل به فيلمي خاص در سينماي «جنگ» ايران شده. و در نهايت فرزند ناميمون و كريه سينماي «عامه‌پسند» با انبوهي طرفدار در ميان تماشاگران خوره سينماي ايران؛ «شب بيست و نهم» حميد رخشاني. يكي از جدي‌ترين گزينه‌هاي بهترين «فيلم بد» تاريخ سينماي ايران در كنار «خر دجال» كمال دانش و «منفي هجده» اصغر نصيري.
 
«ديدار» محمدرضا هنرمند:
در سينماي ايران، محمدرضا هنرمند را با كارگرداني دو فيلم كمدي «مرد عوضي» و «موميايي سه» بخاطر مي‌آورند. اما مهمترين فيلم او و يكي از جالب‌ترين ملودرام‌هاي دهه هفتاد سينماي ايران، «ديدار» است. فيلمي كه در زمان خودش به كلي ناديده گرفته شد و در بازبيني مجدد به روايتي درباره رهايي از قيود ايدئولوژي و پذيرش زندگي بدل مي‌شود. محمدرضا هنرمند به شكلي ناخودآگاه از درون ترسان و افسرده تحت سلطه مذهب، به سوي طبيعي زيستن شيفت مي‌كند. و فيلم به شكلي باورنكردني، روايت جامعه‌اي است كه از هجوم ويراني و هتك ايدئولوژي، به زندگي پناه برده و حرص و طبع لذت جويانه‌اش فعال شده است. بي‌جهت نبود كه سيستم رسمي در واكنش به اين موضوع فيلم را سه سال توقيف كرد. «ديدار» در جامعه‌اي كامجويي و ولع زيستن را مطرح مي‌كرد كه صحبت از «عشق» در آن امري مذموم و نكوهيده بود. بهترين فيلم محمدرضا هنرمند دريچه‌اي است كه از طريق آن بهتر مي‌شود يك دوره زماني از اواسط دهه شصت تا اواسط دهه هفتاد را حس و فهم كرد. قبل از پژمرده شدن حس «تغيير» در دل ايرانيان در اواخر دهه هفتاد شمسي. ساحت معصومانه‌اي كه هنوز آغشته به گناه و تباهي و سركوب از سوي خود و قدرت حاكمه نشده بود.
 
«ايستگاه» يدالله صمدي:
شخصيت پرويز پورحسيني در «ايستگاه» يدالله صمدي، يك استثنا در سنت‌ نمايش خوي مردانه در سينماي ايران است. سينماي متعلق به مردان قهرمان كه روحيات برجسته و اغراق شده جنس «نر» را نمايندگي مي‌كنند. مطمئن و قوي و بزن‌بهادر. اما پورحسيني در فيلم خيلي خوب صمدي، يك مرد آسيب‌پذير و رنجور است. يك تروريست با ظاهري سرد و سنگي اما دروني هراسان و به غايت زخم‌خورده. يادآور جيمز ميسون افسانه‌اي در بهترين فيلم‌هايش. مرداني كه برخلاف روحيه سرسخت و سبع‌شان، به اشارتي، غرق ذهن مشوش‌شان مي‌شوند. در عين حال «ايستگاه» توامان به برداشتي ايراني از «مارني» هيچكاك و «دنباله‌رو» برتولوچي مي‌ماند. به عبارت بهتر گويي همزاد مردانه شاهكار بهرام بيضايي «شايد وقتي ديگر» است؛ جستجو به دنبال چيزي كه ماهيتي تسكين بخش دارد، در واكنشي خودآگاه يا ناخودآگاه به بحراني كه در حال بلعيدن همه چيز است. نام فيلم فقط به ايستگاه راه‌آهن كه قرار است در آن بمب منفجر شود، دلالت ندارد. انگار اين ايستگاهي موقت براي مرد و زن فيلم است تا به واسطه گذر از آن به شناخت بهتر از خود و يكديگر برسند. سهم «ايستگاه»‌ در مباحث انتقادي پيرامون سينماي ايران چقدر بوده؟ آيا در بازنگري تاريخ سينماي ايران و مرور دهه شصت، فيلم صمدي هم مورد توجه قرار گرفته؟ متاسفانه جواب يك «هيچ» بزرگ است!
 
«شاخ گاو» كيانوش عياري:
باز هم فيلمي پيشروتر از زمان از كيانوش عياري و باز هم كج‌فهمي و سكوت منتقدان در قبال آن. «شاخ گاو» در ديدار مجدد، بيست و يك سال بعد از سال ساخت، عجيب و حيرت‌انگيز است. نسخه كودكانه سينماي متفاوت و رئاليستي ايران در دهه پنجاه - اقتباس پريان‌طور از «فرار از تله» جلال مقدم و «كندو»ي فريدون گله مثلا - يا به عبارت بهتر برداشتي ايراني از جهان داستان‌هاي مارك تواين در تلفيق با سنت «نئورئاليسم». فيلمي كه شور و جنبش طبيعت كودكانه را به اكتي «استتيك» عليه جامعه/ پدران بدل مي‌كند. از معدود آثار تاريخ سينماي ايران كه در ميزانسن «پسران عليه پدران» جانب كودكان و آنها كه به آينده تعلق دارند را مي‌گيرد. فيلم ادامه منطقي تجربه عياري در «آباداني‌ها» است و داستان كودك آن فيلم را در غياب پدر و تقابلش با بازتوليد والد در قالب دزد روايت مي‌كند. تهران فيلم به مانند «آباداني‌ها» متورم و شلوغ است و حسي از هراس به تماشاگرش منتقل مي‌كند. در عين حال فيلم خيلي خوب «شاخ گاو» حد واسط دو دوره سينماي عياري محسوب مي‌شود. دوره اول از «تنوره ديو» تا همين فيلم، و دوره دوم از «بودن يا نبودن» تا حال حاضر. دوره اول بر مبناي شيوه «هاي استايل» و دوره دوم مبتني بر حذف و نمايش ندادن. كيانوش عياري با فاصله، مهمترين و قابل بحث‌ترين فيلمساز سي سال اخير سينماي ايران است. هيچ‌كس چون او در فيلمسازي، مداومت و جديت و تشخص نداشته. وقتش شده به اندازه جايگاه و شان‌اش درباره او صحبت كنيم؛ درباره استاد كيانوش عياري.
 
«هور در آتش» عزيزالله حميدنژاد:
در ميان فيلم‌هاي جور واجور سينماي جنگي ايران، با گرايش‌ها و روحيات متفاوت، كمتر فيلمي را همچون «هور در آتش» عزيزالله حميدنژاد مي‌يابيم كه با استفاده از كليشه‌هاي چرخه «سينماي جنگ ايران»،‌ به نتيجه و تاثير احساسي متفاوت و متمايز برسد. جفا است اگر فيلم خيلي خوب «هور در آتش» را در دسته فيلم‌هاي مجعول «عرفاني/جنگي» قرار دهيم و با اكراه درباره‌اش صحبت كنيم. «هور در آتش» كه حاصل دقت و مهارت در فيلمسازي است روايت پدري مهربان و رند، در جستجوي فرزندي درگير جنگ نامهربان است كه ظاهر و فضاي جهانش را اندوه و غصه انباشته. اما روي گشاده و نظر بلند شخصيت پدر، با بازي درخشان مهدي فقيه، بر سرنوشت جبار و قاهر، غلبه مي‌كند و در پاياني باورنكردني و بيش از حد خوش براي همچين فيلمي، پدر را به ديدار پسر نائل مي‌كند. پدر فيلم نه فقط بهترين و مهمترين پدر سينماي «جنگ/دفاع مقدس» ايران است كه در مقياس تاريخ سينماي ايران، جايگاه و‌ شان بالايي دارد. تدوين سيف‌الله داد از بهترين‌ها در نوع خود است و كارگرداني حميدنژاد در فيلم اولش فراتر از انتظار و تحسين‌برانگيز. اوج و قله‌اي كه ديگر هيچگاه فيلمساز به آن دست نيافت.
 
«شب بيست و نهم» حميد رخشاني:
لذت بردن از «فيلم بد» كار هر كسي نيست. لازم است كه مخاطب با شكل‌هاي مختلف فيلم آشنا باشد و به صرف علاقه و گرايش شخصي به يك شكل،‌ منكر فرم‌ها و مدل‌هاي ديگر نشود. مفهوم «فيلم بد» در ادبيات انتقادي پيرامون سينماي ايران درست تعريف نشده و جز ترجمه مقاله معروف جي. هوبرمن درباره «فيلم بد»، چيز ديگري مورد بحث و كنكاش قرار نگرفته. از اواسط دهه هشتاد و به واسطه دو فيلم مهم اصغر نصيري «شغال» و «منفي هجده» بار ديگر «فيلم بد» مورد توجه قرار گرفت و درباره آن صحبت شد. بيشتر به خنده و مسخره، و كمتر به صورت جدي. استتيك «فيلم بد» به سادگي قابل حصول نيست و به صرف صحبت درباره آن، نمي‌توان ادعاي شناختش را داشت. همان‌طور كه هر فيلم بد و مزخرفي واجد تعريف «فيلم بد» يا «فيلم زي» نمي‌شود، صحبت درباره اينگونه فيلم‌ها هم بيشتر از خنده و تفريح، بايد سبب بدحالي و فسردگي شود. چون هر «فيلم بد»ي در نهادش يك دريغ/حسرت بزرگ با خود حمل مي‌كند و هر فيلم بدي به مغاكي دلخراش از تصوير رقت‌انگيز خودش بدل مي‌شود. خنديدن به بدي‌ها و بي‌منطقي‌ها و حماقت‌هاي يك «فيلم بد» ايده‌اي اوليه و ابتدايي است. كمي دقت و تمركز در خيرگي به جهان «فيلم بد» سبب مريضي و غلتيدن در عوالم روحي/معنوي مي‌شود. «فيلم بد» به شيوه خود به معنويت بيمارگونه‌اي دست مي‌يابد كه همان باتلاق نبوغ يا ضجه‌هاي يك ناخودآگاه حرام‌زاده است. در سينماي ايران و مشخصا در سينماي چهار دهه اخير، هيچ فيلمي به اندازه «شب بيست و نهم» نتوانسته به كيفيت دريغ‌انگيز يك «فيلم بد» دست يابد. در تمام اين سال‌ها اين فيلم كالت را فيلمي ترسناك بجا آورده‌اند اما اين هراس و وحشت ناشي از شكل ژانري فيلم نيست. كه اتفاقا فيلم در ترساندن تماشاگرش چندان موفق نيست. بلكه اين وحشت از درون لجن‌مال و متعفن «جهان زي» اثر، ساطع مي‌شود. «شب بيست و نهم» اينقدر در بدي و بي‌منطقي اصرار مي‌كند كه تبديل به تصويري معوج از خرافه‌هاي بي‌منطق مي‌شود. و مثل هر «فيلم بد» درجه يك ديگري، طنين ايده‌هاي احمقانه در دنياي خالي و تهي از زرق و برق، انعكاس بيشتري پيدا مي‌كند و هر صحنه معمولي‌اي از فيلم هم واجد كيفيت ترسناك و تكان‌دهنده مي‌شود. فيلم حميد رخشاني آن موجود زشت و كريه‌المنظري است كه هميشه پنهان نگه داشته شده بوده تا موجب هراس كسي نشود. از آن موجودات ترسناكي كه هنگام تولد مثلا تن انسان دارند و سر حيوان. يا از آن ايده‌هاي ناجوري كه نسل به نسل و سينه به سينه مخفي شده تا گروه و قوم و ملتي را نترساند. اما از پذيرش و تماشاي زشتي، گريزي نيست و بايد بتوانيم با آن مواجه شويم. همان‌طور كه «فيلم بد» يكي از انواع فيلم است و تماشاگر تربيت شده و خوش ذوق را به سوي خود فرا مي‌خواند. به سوي خيره شدن در جوهري زشت و كثيف و چرك‌آلود، كه «فيكشن» يك «فيلم بد» نام دارد.
پويان عسگري
نظرات
آقاي نارنجي يكشنبه 2 آبان 1395 "مشعل" (با بازي مهران غفوريان)، "پيتزا مخلوط"(حسين قاسمي جامي) «فيلم بد» هاي محبوب من از دهه 90 هستن؛ اما "شيرين قناري بود"(داوود توحيدپرست) با اختلاف بهترين«فيلم بد» دهه 90 بوده تا امروز.
4 0
پاسخ

رضا دوشنبه 22 آذر 1395 از کجا ميشه اين فيلما رو پيدا کرد؟
منبعي ميشناسيد؟
0 0
پاسخ
7فاز شنبه 27 آذر 1395 هر پنج فيلم در فضاي نت قابل دانلود هستند، دوست عزيز

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز