یادداشت پویان عسگری درباره «زوج» فیلم «آپارتمان» بیلی وایلدر

پنجاه و هفت سال از ساخت شاهكاري به نام «آپارتمان» مي‌گذرد. فيلم بيلي وايلدر بزرگ در سال 1960 به نمايش درآمد و تبديل به موفق‌ترين فيلم كارگردانش در مراسم اسكار شد. مجسمه طلايي براي بخش‌هاي اصلي (فيلم، كارگردان، فيلمنامه) به «آپارتمان» رسيد اما دست زوج اصلي فيلم در شب مراسم خالي ماند. بازي برت لنكستر در «المرگنتري» ريچارد بروكس و اليزابت تيلور در «باترفيلد 8» دانيل مان بيشتر از هنرنمايي زوج اصلي «آپارتمان» به مذاق راي دهندگان آكادمي خوش آمد. ولي اگر راستش را بخواهيد حالا كمتر كسي دو بازي اسكار برده سال 1960 را به ياد مي‌آورد. در عوض جك لمون و شرلي مك‌ لين در دو نقش سي.سي.باكستر و فرن كيوبليك تبديل به كلاسيك‌هاي ژانر خود شدند و جاي رفيعي در گنجينه قلب عشاق تاريخ سينما و خوره‌هاي فيلم به دست آوردند.
7فاز:
خفه شو و ورق بده*
بيلي وايلدر : من هنوز هم نمي‌توانم تركيب جك لمون و شرلي مك لين را مجسم كنم. مي‌داني، به نظر من، نمي‌شود بين آن‌ها رابطه عاشقانه‌اي به وجود بيايد. ولي چه اهميتي دارد؟ تماشاگران آن‌ها را باور مي‌كنند**
 
پنجاه و هفت سال از ساخت شاهكاري به نام «آپارتمان» مي‌گذرد. فيلم بيلي وايلدر بزرگ در سال 1960 به نمايش درآمد و تبديل به موفق‌ترين فيلم كارگردانش در مراسم اسكار شد. مجسمه طلايي براي بخش‌هاي اصلي (فيلم، كارگردان، فيلمنامه) به «آپارتمان» رسيد اما دست زوج اصلي فيلم در شب مراسم خالي ماند. بازي برت لنكستر در «المرگنتري» ريچارد بروكس و اليزابت تيلور در «باترفيلد 8» دانيل مان بيشتر از هنرنمايي زوج اصلي «آپارتمان» به مذاق راي دهندگان آكادمي خوش آمد. ولي اگر راستش را بخواهيد حالا كمتر كسي دو بازي اسكار برده سال 1960 را به ياد مي‌آورد. در عوضش جك لمون و شرلي مك‌ لين در دو نقش سي.سي.باكستر و فرن كيوبليك تبديل به كلاسيك‌هاي ژانر خود شدند و جاي رفيعي در گنجينه قلب عشاق تاريخ سينما و خوره‌هاي فيلم به دست آوردند.
 
زوج ناجور/ كمدي رمانتيك ناجور
يكي از مباحثي كه در فيلم‌هاي كمدي رمانتيك به وفور درباره آن صحبت مي‌شود، مسئله زوج اصلي فيلم است. يعني زن و مرد يا دختر و پسري كه قرار است ما (تماشاگران) قصه عاشقانه آن‌ها را دنبال كنيم. اساسا بزرگ‌ترين جذابيت يك كمدي رمانتيك، تركيب بازيگرانش است. طبيعي است كه تمام كمدي رمانتيك‌ها با پاياني خوش همراه ‌شوند و چيزي كه در اين ميان كليشه هميشگي پايان خوش را دلنشين‌تر مي‌كند، نوع همنشيني، قرار گرفتن و به اصطلاح «به هم آمدن» مذكر/ مونث فيلم است. هر چه اين همراهي دو آدم اصلي (از نظر شكل قيافه، نوع بازي و مدل شخصيتي) درست‌تر و دقيق‌تر باشد، نتيجه‌اي كه به دست مي‌آيد هم براي تماشاگران خوشايندتر است. البته كه منظور از اين درست‌تر و دقيق‌تر، شبيه بودن آدم‌ها به هم نيست. تاريخ سينما نشان داده كه در اين ژانر هر چه آدم‌ها نسبت به هم متفاوت‌تر باشند نتيجه بهتري به دست مي‌آيد. مثال‌ها فراوان هستند : در «نينوچكا» (1939) ساخته درخشان ارنست لوبيچ كبير (به نوعي پدر جد تمام كمدي رمانتيك‌ها) دو آدم اصلي فيلم، يعني ملوين داگلاس و گرتا گاربو جاويدان، از كمترين ميزان شباهت بهره مي‌برند. گنده بودن هيبت، زمختي مردانه و منش آمريكايي داگلاس در تركيب با ظرافت، زيبايي زنانه و مرام بلشويك/ چپ گاربو است كه جواب مي‌دهد و تماشاگران را عاشق اين دو عشاق كلاسيك مي‌كند. در «دختر خداحافظي» (1977) ساخته كم قدر ديده هربرت راس كه نيل سايمون فيلمنامه آن را نوشته است، لاقيدي، بي‌مسئوليتي و آشفتگي ظاهري ريچارد دريفوس در مواجهه با آراستگي و اتو كشيده بودن مارشا ميسون است كه اين‌قدر، اين زوج را دوست داشتني مي‌كند و صفت «كالت» را مزين «پالا و اليوت» مي‌سازد.در نمونه‌هاي متاخرتر فيلم اصلا ديده نشده «عشق مست لايعقل» (2002) ساخته پل تامس اندرسون استاد جوان سينماي امروز آمريكا وجود دارد كه زوج ناجورش، برآيند تمام زوج‌هاي ناجوري است كه در متن ژانر كمدي رمانتيك تا پيش از اين فيلم وجود داشته. بري (آدام سندلر) كم حرف و خجالتي كه به شكلي افراطي در برقراري رابطه با زن‌ها مشكل دارد، كنار لنا (اميلي واتسون) قرار مي‌گيرد كه استاد رابطه برقرار كردن با ساير آدم‌ها است. حالا با اين تفاصيل به نزد جك لمون و شرلي مك لين برگرديم. زوجي كه در دو فيلم از بهترين ساخته‌هاي بيلي وايلدر، يعني «آپارتمان» و «ايرما خوشگله» كنار هم قرار گرفتند و بازي كردند. در «آپارتمان» سي.سي ساده دل و از همه جا بي خبر كه كليد آپارتمانش را در اختيار روساي شركتش مي‌گذاشت تا بلكه در كارش پيشرفت كند، عاشق فرن دختر متصدي آسانسور مي‌شد كه هر روز صبح او را به طبقه مورد نظرش مي‌رساند. سي.سي در فيلم عاشق دختري شده بود كه پيشرفت كاري‌اش در گرو همراهي دخترك با رييس شركت بود. سي.سي وقتي مي‌توانست در كارش پيشرفت كند كه دختر را از دست مي‌داد و وقتي به عشقش رسيد كه كارش را از دست داد! در «ايرما خوشگله» نستور(جك لمون) پليسي بود كه وظيفه برقراري آرامش و امنيت را بر عهده داشت. اما او عاشق دختري شد كه روسپي شهر بود. عشقي كه او را مجبور مي‌كرد به شكل يك پيرمرد انگليسي به نام لرد بايرون دربيايد تا به اين وسيله توجه ايرما (شرلي مك لين) را بيشتر معطوف به خود كند. از طرف ديگر و در هر دو فيلم چهره ساده و روستايي جك لمون در تقابل با زيبايي پيچيده و فريبنده شهري شرلي مك لين بود كه جواب مي‌داد. لمون شبيه به وردست يك وسترنر بود و مك لين شبيه به زني اغواگر كه از دل يك نوآر دهه 1940 سربرآورده باشد. معروف است كه قبل از فيلمبرداري «ايرما خوشگله»، بريژيت باردو بازيگر معروف فرانسوي سينما كه زيبايي‌اش در دهه 60 زبانزد همه بود، خودش را كشت تا وايلدر نقش ايرما را به او بدهد. اما استاد زير بار نرفت، چون اعتقاد داشت هيچ بازيگري نمي‌تواند بهتر از مك لين فريبندگي كاراكتر ايرما را درست از كار دربياورد و در عين حال اين شخصيت را براي تماشاگر دوست داشتني كند.
 
زوج دوران گذار 
اگر دو دهه پنجاه (تثبيت روياي آمريكايي) و هفتاد (نابودي كامل روياي آمريكايي) را ، دو دهه استثنايي و منحصر بفرد در متن جامعه آمريكايي به حساب آوريم، دهه 1960 به عنوان واسط اين دو دهه، دوران گذار زندگي آمريكاييان به حساب مي‌آيد. دهه‌اي كه در آن ترور رييس جمهور محبوب (جان.اف.كندي) و آغاز جنگ در منطقه‌اي دهشتناك (ويتنام) سير تغيير و تحولات را واجد شتاب بيشتري كرد. از اواخر دهه 50 در جامعه آمريكا بحثي به وجود آمد كه نام «انقلاب جنسيتي» داشت. زن‌ها از خانه نشيني خسته شدند و خواستار اختيارات بيشتري در به عهده گرفتن نقش‌هاي اجتماعي شدند. حرف زن‌ها اين بود كه آن‌ها هم مي‌توانند به اندازه مردها آدم‌هاي مهمي باشند و منشا اتفاقات بزرگ لقب بگيرند. («جاده رولوشنري» چهارمين فيلم فيلم سام مندز با در نظر گرفتن اين انقلاب جنسيتي است كه معنا پيدا مي‌كند) طبيعي بود كه اين مباحث سياسي/ اجتماعي بر روي سينماي آمريكا هم تاثير بگذارد و باعث به وجود آمدن شكل جديدي از فيلم‌ها شود. لسلي كارون و لويي جوردان موزيكال شيرين «ژي ژي» وينسنت مينه‌لي تبديل به ناتالي وود و ريچارد بيمر در موزيكال تراژيك «داستان وست سايد» رابرت وايز و جروم رابينز شدند كه فرجامي سياه و تباه داشتند. اگر فيلم طنازانه «يك آمريكايي در پاريس» وينسنت مينه‌لي فيلم نمونه‌اي دهه 50 بود، فيلم نمونه‌اي دهه 60 «بيلياردباز» رابرت راسن لقب گرفت كه هنوز كه هنوز است از تلخ‌ترين‌هاي تاريخ سينما به شمار مي‌رود. شمايل تثبيت شده زن در دهه 50 سينماي آمريكا، ادري هپبورنِ شيرين، ساده و به دور از پيچيدگي بود كه مردان جذاب (ويليام هولدن و همفري بوگارت در «سابرينا»، گريگوري پك در «تعطيلات رمي» و گري كوپر در «عشق در بعد از ظهر») را عاشق خود مي‌كرد. اما زني از دهه شصت در خاطر همگان به عنوان شمايل ثبت شد كه اتفاقا خود هپبورن آن را بازي مي‌كرد، يعني هالي در «صبحانه در تيفاني» بليك ادواردز. كاراكتري به شدت پيچيده، دچار مشكلات بسيار كه دنبال آزادي و آرامش در زندگي‌اش است و دقيقا نمي‌داند كه چه مي‌خواهد. در همين دوران بود كه بيلي وايلدر «آپارتمان» و «ايرما خوشگله» را ساخت. با زوجي كه نه تنها انگ اين دو فيلم، بلكه مناسب و همراه روحيه دهه بودند. ديگر خبري از زوج بي‌عيب و نقص گري كوپر و ادري هپبورن در «عشق در بعد از ظهر» نبود. كاراكتر مردانه فلانگان (گري كوپر) كه از جذابيت‌هاي ويژه يك مرد كاريزماتيك بهره‌مند بود، تبديل به سي.سي.باكستر و نستوري شد كه پر از ضعف‌هاي پسرانه بودند.ظاهر دخترانه و معصوميت بيش از حد آريان در «عشق در بعد از ظهر» بدل به قيافه پسرانه فرن كيوبليك و شيطنت و فريبندگي ايرما شد. اگر در «سابرينا»(1954) و «عشق در بعد از ظهر»(1957) مردان داستان بودند كه سرانجام درام را مشخص مي‌كردند، در «آپارتمان» و «ايرما خوشگله» اين وظيفه به عهده شخصيت‌هاي زن داستان بود تا تكليف را يكسره كنند. زوج لمون/ مك لين حاوي ويژگي‌اي بودند كه ارتباط مستقيمي با دهه 60 (دوران گذار) داشت؛ تغيير ويژگي‌هاي جنسيتي. در هر دو فيلمي كه اين زوج با هم بازي كردند، شرلي مك لين مرد داستان بود و جك لمون زني كه تحت تاثير مرد همراهش قرار مي‌گيرد.
 
* ديالوگ‌ پاياني آپارتمان(بيلي وايلدر) 
** بخش كوتاهي از گفت‌وگوي بيلي وايلدر با كمرون كرو
پويان عسگري
نظرات
نيما سه شنبه 14 دي 1395 اين زيباترين عکس پشت صحنه فيلمه... فکر کنم تو اون کتاب کامرون کرو ترجمه گلي امامي هم هستش اين نه؟ من از اونجا احتمالا عاشق اين عکس شدم... چه انتخاب خوبي...
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز