یادداشت صوفیا نصرالهی درباره «مفت‌آباد» پژمان تیمورتاش

مشكل اصلي «مفت‌آباد» همين است كه درباره هيچ مفهومي نيست. يك موقعيت خاص چند ساعته را در نظر گرفته كه آدم‌ها به سر و كله هم مي‌كوبند و فرياد مي‌زنند سر اعتياد و اينكه كسي با كفش در خانه راه رفته يا نه و آن يكي هم با زنش مشكل دارد و اين يكي گنگ است و نمي‌تواند حرف بزند. يعني يك سري بدبختي در يك خانه كوچك روي سر ساكنانش(و البته تماشاگران فيلم) هوار مي‌شود بدون اينكه دنبال هيچ هدفي باشند.
7فاز: «مفت‌آباد» از آن فيلم‌هايي است كه مي‌تواند براي آينده كارگردانش خطرناك باشد. سيل تحسين‌ها از سوي بسياري از منتقدان قديمي و جديد و خيلي از نويسندگان و ادبياتي‌ها نثار فيلم شده است. فيلم البته قابليت‌هايي دارد اما واقعيت اين است كه سردرگم‌تر از اين حرف‌هاست كه تا اين حد ستايش شود. 
پژمان تيمورتاش اولين فيلم سينمايي‌اش را با بودجه محدودي ساخته. اين از سر و شكل فيلم كاملا مشخص است. نكته مثبتش اين است كه كارگردان هوشمندانه فضا و سوژه‌اي انتخاب كرده كه با بودجه‌اش متناسب باشد و محدوديت‌هايشان توي ذوق نزند. كل ماجرا در يك خانه مجردي مي‌گذرد كه دو برادر به همراه رفقاي‌شان در آن زندگي مي‌كنند. در يك فضاي محنت‌بار و كثيف كه برادر بزرگتر تنها دغدغه‌اش اين است كه كسي با كفش در خانه راه نرود. انگار مي‌خواهد به جبران محيط كثيفي كه در آن زندگي مي‌كنند يك قانون بگذارد تا وضعيت نابه‌هنجارشان را انكار كند. مي‌توانيم بقيه فيلم را نقطه به نقطه تحليل كنيم اما قبلش بايد به نقطه ضعف اصلي فيلم اشاره كرد. كل فيلم حول اختلافات اعضاي خانه با هم برمي‌گردد. اعتياد برادر كوچكتر و سربازي كه تمام مدت فيلم يك گوشه افتاده مهم‌ترين دليل دعواها و موضع‌گيري‌هاست. فضاي فيلم شايد به دليل اعتياد يك برادر و دعواهاي برادر بزرگتر با او و فقر و نكبتي كه از سر و روي خانه مي‌بارد شما را ياد «ابد و يك روز» بياندازد اما تفاوتش با «ابد و يك روز» در درام پرهيجاني است كه در آن فيلم جريان داشت. «ابد و يك روز» فيلمي درباره خانواده بود. مفهوم خانواده، نفع شخصي و گريز از شرايط و سرنوشت محتوم آدم‌ها. مشكل اصلي «مفت‌آباد» همين است كه درباره هيچ مفهومي نيست. يك موقعيت خاص چند ساعته را در نظر گرفته كه آدم‌ها به سر و كله هم مي‌كوبند و فرياد مي‌زنند سر اعتياد و اينكه كسي با كفش در خانه راه رفته يا نه و آن يكي هم با زنش مشكل دارد و اين يكي گنگ است و نمي‌تواند حرف بزند. يعني يك سري بدبختي در يك خانه كوچك روي سر ساكنانش(و البته تماشاگران فيلم) هوار مي‌شود بدون اينكه دنبال هيچ هدفي باشند. از يك طرف از تيمورتاش به عنوان كسي كه سابقه نويسندگي دو كتاب دارد كه يكي از آنها رمان است، عجيب است كه براي فيلمنامه‌اش هيچ محوري نگذاشته و درام را رها كرده. بنظرم اگر قرار باشد «مفت‌آباد» را با يكي از فيلم‌هاي سينماي ايران شبيه‌سازي كنم به «بي‌خود و بي‌جهت» عبدالرضا كاهاني نزديك است. آن فيلم هم حول يك موقعيت مي‌گذاشت كه هيچ انگيزه ويژه‌اي پشتش نبود. البته بعدها درباره مفهوم سنتي بودن و خانه و غيره در فيلم چيزهايي نوشته شد ولي بعيد مي‌دانم تماشاگران فيلم از ديدن «بي‌خود و بي‌جهت» چنين برداشتي كرده باشند. گير اصلي «مفت‌آباد» همين بي‌هدف بودن است. ساخت يك فيلم براساس يك موقعيت و خارج از سينماي كلاسيك قواعد خودش را دارد و به معناي كنار گذاشتن كامل درام نيست. بالاخره يك ظرف بايد محتوياتي هم داشته باشد. هر چقدر مي‌گردم محتويات ظرف «مفت‌آباد» فقط يك سري تنقلات است و از غذاي اصلي خبري نيست. 
درست كه ديالوگ‌ها خيلي خوب نوشته شده‌اند. بايد ذكر كرد كه تيمورتاش ديالوگ‌نويس ماهري است. ديالوگ‌هايش خوش‌ريتم‌اند و بامزه و مردم را مي‌خندانند. اينكه واقعا مردم جنوب شهر اين‌طوري حرف مي‌زنند يا نه اصلا مسئله مهمي نيست. مهم اين است كه اين ديالوگ‌ها به دل مي‌نشينند. سر جاي خودشان هستند و به فيلم سرعت مي‌دهند. بازي‌هاي فيلم بي‌اغراق عالي است. برزو ارجمند و سجاد افشاريان بهترين بازي‌هاي كارنامه‌شان را در اين فيلم دارند. سجاد افشاريان نشان مي‌دهد كه به جز حوزه تئاتر، در سينما هم مي‌تواند آدم موثري باشد. حتي نقش‌هاي فرعي هم بازي‌هاي درجه يكي دارند. آن پسر هميشه ساكت و دختر معتادي كه وارد خانواده مي‌شود خيلي خوب از پس كار برآمده‌اند. در فيلمي كه بر پايه ديالوگ و موقعيت‌هاي در لحظه بنا شده، كار بازيگران سخت‌تر است و درواقع بيشتر بار فيلم را آنها به دوش مي‌كشند. بازيگران «مفت‌آباد» خيلي خوب توانسته‌اند فيلم را پيش ببرند. كارگرداني تيمورتاش در صحنه‌هاي شلوغ و پر زد و خورد هم خوب است. تحرك دوربين براي نشان دادن تنش موجود در فضا به اندازه و جذاب است. ميزانسن‌هايش را خوب چيده و فيلم خوب تدوين شده و مدت زمانش كاملا به اندازه‌اي است كه تماشاگر را خسته نمي‌كند و به يك‌بار ديدن مي‌ارزد. اما همه اين‌ها باعث نمي‌شود «مفت‌آباد» تبديل به فيلم خوبي شود. فيلمي كه درنهايت درباره «هيچ» است هميشه ناكامل باقي مي‌ماند. منصف كه باشيم «مفت‌آباد» نقطه شروع خوبي براي كارگردانش است اما براي ادامه راهش بهتر است با او صادق باشيم و تحسين‌هاي عجيب و غريب از فيلم نكنيم.
........
اين مطلب قبلا در روزنامه هفت صبح كار شده است
صوفيا نصرالهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز