10 نقش‌آفرینی بزرگ رابرت دنیرو به انتخاب امپایر

شكارچي گوزن (1978)
گردهمايي سران (واكن، كازال، استريپ). دنيرو در اين طوفان سهمگينِ مايكل چيمينو نقطه تعادل و آرامش است. لحظات بزرگ فراموش‌نشدني زيادي در اين فيلم وجود دارد، مثل صحنه بازي رولت روسي.
ايان فريير:
10/ مخمصه (1995)
در تصادم تيتاني مايكل مان، پاچينو شديد و پر سر و صداست اما دنيرو چيزي استوار و برانگيزنده در نمايش حالات به سردي يخ نيل مك‌كالي رو مي‌كند. موقعيت‌هاي عجيب و ناب دزد و پليسي فيلم خارق‌العاده‌اند. اما دنيرو درواقع در رابطه موقتي‌اش با ادي (ايمي برنمن) است كه مي‌درخشد؛ احساساتي درهم و پيچيده از حسرت براي زندگي‌اي كه سال‌ها پيش از آن دست شسته است. يكي از كاملترين مخلوقات دنيرو و در بين اجراهاي دهه نود او يكي از بهترين آنان.
به يادماندني‌ترين لحظه: صحنه كافي‌شاپ.
 
9/ Greetings (1968) 
نشانه‌ وسعت استعداد دنيرو در اوايل فعاليت‌اش در همكاري با برايان دي پالما فرصت پديدار شدن پيدا كرد: فيلمسازي به نام جان رابين. رويكرد و انرژي دنيرو به اندازه چهره‌اش در اين فيلم تازگي دارد- در كنار Hi, Mom! كه به نوعي يك دنباله بر اين فيلم است و در به تصوير كشيدن پليسي خشونت گرا به شدت نوآورانه عمل مي‌كند- اين دنيرويي در اوج است پيش از آن كه زمان در اوج بودنش رسيده باشد.
به يادماندني‌ترين لحظه: رابين شكل جديدي از پورن را خلق مي‌كند- پيپ آرت.
 
8/ رفقاي خوب (1990)
ششمين فيلم در همكاري با اسكورسيزي و هنوز هم خبري از بن‌بست نيست. كركتر باهوشي مثل جيمي  كانوي براي دنيرو كسي‌ست مي‌تواند درعين اينكه دخل يك تاجر گلاه‌گيس را مياورد نقش مربي و مرشد داستان را هم بر دوش داشته باشد. تماشاي او در قالب مردي پا به سن گذاشته، درحالي كه از فوران احساسات‌اش در برابر خبر مرگ تامي جلوگيري مي‌كند يا اينكه اجازه مي‌دهد عينك مطالعه‌اش چشمانش را به تناسب مضحكي بزرگ كند حسي از يادنرفتني‌‌ست.
به يادماندني‌ترين لحظه: دسيسه‌هاي كشنده جيمي در برابر چشمانش اجرا مي شوند و ترك Sunshine Of Your Love هم در حال پخش است. مستركلاس بازيگري.
 
7/ فرار نيمه‌شب (1988)
نمايشي زيركانه‌تر از پرسوناي محكم دنيرو، به مراتب زيركانه‌تر از بازي او در تحليل‌اش كن. اين اثبات جادوي دنيرو است كه حتي در جريان اصلي‌ترين ژانرهاي هاليوود هم مجال درخشيدن دارد. به عنوان شكارچي مزدبگيري به نام جك والش كه در پي حسابدار اختلاس‌گري به نام جوناتان ماردوكاس (چارلز گرودين) است، انبار واكنش‌هاي حيرت انگيز او، خنده‌هاي موذيانه و حالات غافلگيري تمسخرآميزش به نيرومندي يك كركتر آل كاپون‌اي يا تراويس بيكل‌اي است.
به يادماندني‌ترين لحظه: والش پشت تلفن، ماردوكاس را به مرگ تهديد مي‌كند اما با اين حال ادا و اصولي كه در‌مي‌آورد تا حدودي ضمانت مي‌كند كه درحال چاخان كردن است. طلاي كمديك.
 
6/ شكارچي گوزن (1978)
گردهمايي سران (واكن، كازال، استريپ). دنيرو در اين طوفان سهمگينِ مايكل چيمينو نقطه تعادل و آرامش است. لحظات بزرگ فراموش‌نشدني زيادي در اين فيلم وجود دارد، مثل صحنه بازي رولت روسي. اما لحظات كوچك‌تر هم از خارق‌العادگي كم ندارند: صحنه‌‌هاي پس از بازگشت از ويتنام به همراه مريل استريپ- جايي كه مدالش به ژاكت‌اش گير مي‌كند.
به يادماندني‌ترين لحظه: "This is this."  كركترهاي دنيرو هميشه در ابراز حقيقت‌هاي پيچيده در قالب مختصرترين كلمات در بهترين حالت خود به سر مي‌برند.
 
5/ راننده تاكسي (1976)
تراويس بيكل شايد پوستري تمام قد از حرفه دنيرو باشد،اما چيزي بيشتر از خفن بودن محض درباره او وجود دارد. هر بازيگر باتجربه‌اي مي‌تواند كركترهايي غني و پرپشت خلق كند، اما براي اينكه متضمن پوچ و تهي بودن شويد بايد نوع خاصي از يك نابغه باشيد. دنيرو حتي نوعي لايه كميك به اين رواني اضافه مي‌كند كه قطعا در فيلمنامه چيزي از آن نوشته نشده بود. ياد صحنه خوش و بش او با مامور سرويس مخفي بيفتيد.
به يادماندني‌ترين لحظه: انتخاب ما "Are you talkin’ to me?" است قطعا، به علاوه قرار تماشاي فيلم پورن در سينما با بتسي (سيبل شپرد).
 
4/ سلطان كمدي (1983)
فريب‌دهنده، آشفته و بدلباس؛ شايد روپرت پاپكين همان بيكل باشد در ژاكت پشمي. پرداختي شگفت‌انگيز از نگاهي منحرف و پيچيده به دنيا. در اينجا غيرعادي بودن و عقده‌دار بودن به خوبي به هم دوخته شده‌اند و دنيرو پاپكين را هوشمندانه بازي مي كند- “Is that cork?”؛ اين سوال دنيرو خود به تنهايي تمام رهايي از قيد و تعهد دنياي فيلم را توصيف مي‌كند.
به يادماندني‌ترين لحظه: آخرين استند آپ روپرت- دنيرو در اين لحظات بهترين تفسير فلاكت و ناكافي بودن است.
 
3/ پدرخوانده 2 (1974)
يك سال بعد از خيابان‌هاي پايين شهر، دنيرو در قطب متضاد كركتر جاني بوي ظاهر مي‌شود. ساكت، آرام در صحبت كردن و بي لبخند در حالات صورت. ويتو كورلئونه او تجسم همان براندو است بدون ذره‌اي تقليد و ساختگي بودن (حتي با اينكه دندان‌هاي حائل او هم به دست دندانپزشك براندو ساخته شد). مرد خانواده‌اي نجيب كه پس از مهاجرت به نيويورك سعي بر محكم كردن جاي پاي خود دارد و با كمترين تاكيد و نهايت محدوديت، پرتره مغز متفكر جنايت‌هاي شهر را خلق مي‌كند.
به يادماندني‌ترين لحظه: لحظه‌اي كه ويتو به دون پانوچي شليك مي‌كند، حوله دقيقا شبيه به صدا خفه كن‌اي است كه از فوران آتش جلوگيري مي‌كند.
 
2/ خيابان‌هاي پايين شهر (1973)
اگر فقط دنيروي پس از رفقاي خوب را ديده‌ايد پس او را در اين فيلم تماشا كنيد. جاني بوي او ديوانه‌ شده است اما از خود ويرانگري‌اش خوشحال نيست. جاني بوي تجسم فوق‌العاده بودن ايتاليايي-آمريكايي‌هاي نيويورك است. انرژي بي‌بند و غيرقابل درك او، روحيه آمرانه و پرسرو صدايش؛ مي‌توان گفت اين كركتر فريم به فريم ظهور مي‌كند.
به يادماندني‌ترين لحظه: زيادند. لحظاتي كه ترك Jumpin Jack Flash رولينگ استون در حال پخش است، صحنه اتاق پشتي با هاروي كايتل، صحنه رقص، درگيري اتاق بيليارد...
 
1/ گاو خشمگين (1980)
نبوغ دنيرو در خلق جيك لاموتا نوسان وزن او يا مشت‌زني‌اش نيست، بلكه هنر او در اين است كه دنيرو نمي‌گذارد هيچ كدام از اين دو اجرايش را زير سلطه خود بگيرند. محض خاطر همه سرسپردگي‌اي كه براي اين نقش متحمل شد، اين اجرايي‌ست كه از درون مي‌آيد. افشاي شخصيتي سياه و از درون كثيف كه هيچ‌وقت كراهت لا موتا را قضاوت نمي‌كند و فقط آن را به نمايش مي‌گذارد. مثل راننده تاكسي اينجا هم راحت مي‌شود لحظات بامزه دنيرو را فراموش كرد، كلمه‌بازي او با جو پشي يادآور بهترين لحظات ابوت و كاستلو اند.
به يادماندني‌ترين لحظه: لاموتا در سلول زندان، دستانش را به ديوار مي‌كوبد، و براي اولين بار با خودش رو به رو مي‌شود.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط














استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز