یادداشت پویان عسگری درباره «مادر!» دارن آرونوفسكی و «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» مارتین مك‌دونا

در «مادر!» ويرد‌ترين فيلمِ آمريكايي سال‌هاي اخير و بديع‌ترين فيلم دارن آرونوفسكي، از طريقِ نسبت بينامتني‌اي كه فيلمساز با «بچه رزمري» رومن پولانسكي، «ويريديانا» لوييس بونوئل و «دومي‌ها» جان فرانكن هايمر بر قرار مي‌كند، وارد جهنم مي‌شويم. وارد ذهن دوزخي آرونوفسكي كه بالاخره موفق شده با «مادر!» فيلمِ كالتِ گستاخ و بغايت هرج و مرج طلبش را بسازد.
7فاز:
درباره «مادر!» دارن آرونوفسكي:
كجا هستيم؟ درون يك خانه ييلاقي؟ درون روانِ نژند و هيولاييِ آرونوفسكي؟ درون خانه بمثابه جهان؟ درون دنياي امروز كه هر جايش عامل و منبعِ هراس و ديوانگي است؟ اينها چه كساني هستند؟ يك مرد و يك زن؟ خدا و زمين؟ تقدير و طبيعت؟ هنرمند و منبع الهامش؟ استعاره‌اي از رابطه عاشقانه و بلايي كه هر مردي بر سر زنِ همراهش مي‌آورد؟
در «مادر!» ويرد‌ترين فيلمِ آمريكايي سال‌هاي اخير و بديع‌ترين فيلم دارن آرونوفسكي، از طريقِ نسبت بينامتني‌اي كه فيلمساز با «بچه رزمري» رومن پولانسكي، «ويريديانا» لوييس بونوئل و «دومي‌ها» جان فرانكن هايمر بر قرار مي‌كند، وارد جهنم مي‌شويم. وارد ذهن دوزخي آرونوفسكي كه بالاخره موفق شده با «مادر!» فيلمِ كالتِ گستاخ و بغايت هرج و مرج طلبش را بسازد. در اين بناي نمادينِ ترسناك، همچون در هميشه باز و پنجره‌هاي گشوده‌اش به روي مهمانان ناخوانده، راه براي ورود هر نوع تاويل و برداشت استعاري فراهم است. فيلمي كه تماتيكِ «زايش و خلق» (با هر ديدگاه استعاري كه تماشاگر به تفسير آن برسد) را به يك استتيك مبتني بر لوپ و فرم دايره‌اي پوچ، در دهن كجي به كائنات و اسباب آفرينش، بدل مي‌سازد. آرونوفسكي در «مادر!» تمام مصالح جهانش را واضح پيش چشمان تماشاگر گذاشته اما با فريبكاري هر لحظه او را درگير يك بازي/جنون تازه مي‌كند. شروع فيلم (قرينه پايان) گوياي اين نكته است كه داستان از زاويه ديد چه كسي روايت مي‌شود. انبوهي پلان از پشتِ شخصيت زن وجود دارد كه او را طعمه‌ي شوهر/خداي داستان/خالق فيلم و از زاويه ديد يك چشم‌چران كه به دنبال نابودي‌اش است، نمايش مي‌دهد. اما آرونوفسكي با جعل در تعيينِ زاويه ديد و راوي داستان، تماشاگر را به اين باور مي‌رساند كه همراه زن و از منظر او اين جهان ماخوليايي را نظاره كند. غافل از آنكه فيلمساز با اين تمهيد، ذات خبيث ما را بعنوان مازادِ اهريمني اين داستان، قرض گرفته تا بواسطه آن، معصوميتِ موجود در روايت و داستان و زن را ترور كند. زن در «مادر!» نه انسان كه يك اندرويد است و بهانه‌اي براي راه‌اندازيِ هزارتوي ذهن خالق؛ هم در جهان واقعي و هم در دنياي فيلم. او مادر نيست و علامت تعجبي كه جلوي اسمش نقش بسته، دلالت بر فروپاشي ماهيتِ اندرويد او در مواجهه با مفهوم مادرانگي دارد. فيلم جاه‌طلبانه آرونوفسكي با سكانس‌هاي افسارگسيخته‌اش تماشاگر فيلم‌بين را مبهوت و سرگشته كرده و او را وارد ساحت پيچيده‌اي از انتزاع، اسكيزوفرني و پاستيش مي‌كند كه رهايي از افسون آن بعيد و ناممكن است. يك فيلم كالتِ وحشي، و حمله‌اي سرشار از سبعيت به جهان (هاليوود) معاصر و ارزش‌هاي كتاب مقدس.
 
درباره «سه بيلبورد خارج از ابينگ، ميزوري» مارتين مك‌دونا: «سه بيلبورد خارج از ابينگ، ميزوري» مارتين مك‌دونا در مواجهه با خشونت و فاشيسم، و ارائه راه‌حلي براي غلبه و چيرگي بر آن از دو فيلم نمونه‌اي كوئنتين تارانتينو در سال‌هاي اخير («حرامزاده‌هاي بي‌آبرو» و «جنگوي رها شده از بند») هم واپس‌گرا و ارتجاعي‌تر است. اگر در دو فيلم تارانتينو، او براي مقابله با قدرت فاشيستي (در اولي نازي‌ها و در دومي نژادپرستان) به شيوه‌اي نابالغ و غيرمسئولانه، رداي فاشيسم بر تن مي‌كرد و شبيه به همان چيزي مي‌شد كه بر عليه‌اش تلاش مي‌كرد، در فيلم مك‌دونا، ابراز خشونت در تلفيق با صلح‌طلبي قراردادي، روحيه‌ مذبذب و ترسويي را سبب شده كه هم به دنبال اعمال خشونت است و هم ترسان از سويه‌هاي برخورنده آن، رو به رواداري ميانمايه مي‌آورد. «سه بيلبورد خارج از ابينگ، ميزوري» شبيه به موجودِ پرهياهو اما كم‌رمقي است كه اداي غرش را در مي‌آورد اما چون توان و خوي وحشي ندارد بواسطه ناتواني خود در ابراز خشونت و بر مبناي ضعفش، احترام بقيه را جلب مي‌كند. و مك‌دونا واداده در نمايش ميزانسني تازه عليه جنايت و قساوت، پشت ژستِ انسان‌دوستي قلابي‌ پنهان مي‌شود و عاجز از نقد خشونت، شخصيت‌هايش را به تحولي باسمه‌اي و كودكانه بر مبناي تصادفات پرشمارِ داستان ساده‌لوحانه‌اش وا مي‌دارد. در سطحي ديگر مقايسه فيلم با «جايي براي پيرمردها نيست» برادران كوئن، براي تماشاگر جدي راهگشا و طعنه‌آميز است. در آن فيلم دلخراش، كوئن‌ها با تاكيد بر مايه‌هاي هولناك خشونت، به نقد آن مي‌پرداختند و نسبت‌ ترسناكش با زيست بشر معاصر را تبيين مي‌كردند. قياس سكانس پاياني دو فيلم نشان‌دهنده تفاوت فهم و ديدگاه فيلمسازان در نگاه به موضوع است. در پايان سرد «جايي براي پيرمردها نيست» تامي‌لي جونز، حيرت‌زده از مواجهه با موقعيت روبه‌رويش، تماشاگر را با حس و معنايي خطرناك به بيرون از جهان فيلم مي‌فرستاد و در پايان كاريكاتوري «سه بيلبورد خارج از ابينگ، ميزوري» خوش‌باشي كارتوني فرانسيس مك‌دورمند و سم راكول، نافهم از درك شرايط بغرنج پيرامون، از زير بار مسئوليت‌پذيري در مواجهه با سويه‌هاي خطرناك خشونت، شانه خالي مي‌كند. بعبارت بهتر در متن نمايشنامه‌گونه و بزدلانه فيلم مك‌دونا، او كليشه‌ها را در برابر آدم‌هاي پوشالي بكار مي‌گيرد و از شخصيت‌پردازي مسئله‌ساز طفره مي‌رود. در حاليكه اگر شخصيت‌پردازي صادقانه باشد، امكان ندارد تماشاگر تنها با آدم‌هاي خوب همانندسازي كند. اين شكل از كمدي لوس و پارانوياي بي‌خطر به سادگي توسط رسانه‌ها مورد تحسين قرار مي‌گيرد اما ما (تماشاگران جدي) براي اين نوع بازي كودكانه بيش از حد پير شده‌ايم.
پويان عسگري
نظرات
جواد چهارشنبه 27 دي 1396 اين 2 تا نقد ديگه زيادي سليقه اي بود . فيلم مادر بدترين فيلم آرنوفسکي و حتي بدترين فيلم سال ميتونه باشه . فيلمي که تو ايده خودش باقي ميمونه و حتي تک سکانس ماندگار هم نميتونه بسازه . موقعيتهايي که تا اين حد واضح داستان خلقت رو نمايش ميدن. کاراکترها ميان و ميرن فقط و فقط نشون بده انسان از خلقت آدم و حوا و جنگ هابيل و قابيل تا زمان حال آسيب زده و اهريمني بيش نيست. اين نگاه کاباليستي و نقادانه به خدا و انسان فقط ميتونه از ذهن بيمار آرنوفسکي بيرون بياد . اگه با همون منطقي که به فيلم مک دونا نگاه کردين يعني مقايسه محتواش با شاهکارهايي مثل " جايي براي پيرمردها نيست " فيلم مادر! رو با بچه رزماري مقايسه کنين چيزي ازش باقي نميمونه !!
8 4
پاسخ

m چهارشنبه 22 فروردين 1397 منتقد به درستي متوجه معايب پرشمار سه بيلبورد شده و نقد درخوري هم نوشته براش.
مرسي.
0 0
پاسخ

ar يكشنبه 16 ارديبهشت 1397 نسبت به بقيه سايتا که توسط افراد ناآشنا با سينما نوشته ميشه و مردم ناآشناتر تاييدشون مي کنن، نقداي خيلي بهتري مي نويسيد. ولي ويرد‌ترين؟ اينجوري ديگه نديده بودم
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز