یادداشت پویان عسگری درباره عزت‌الله انتظامی (1303 - 1397)

بازي‌اش در «واريته بهاري» پرويز خطيبي را هيچ‌كس نديد و دو دهه بعد با فيلم «گاو» در سينماي ايران شناخته شد؛ با بازي در نقشي غليظ. 
7فاز: 
بازي‌اش در «واريته بهاري» پرويز خطيبي را هيچ‌كس نديد و دو دهه بعد با فيلم «گاو» در سينماي ايران شناخته شد؛ با بازي در نقشي غليظ. نقش‌هاي مهم بعدي‌اش در دهه پنجاه بيشتر مكمل بودند تا اصلي و حضور مركزي در فيلم‌هايي همچون «قيامت عشق» هوشنگ حسامي اعتباري برايش بهمراه نداشت. در اين ميان داريوش مهرجويي، با توجه به مهارت ويژه‌اش در بازي‌گيري و اعمال لحن هاكسي، عزت‌الله انتظامي را سر جاي درستش نشاند؛ در نقش يك مرد رند و هفت‌خط تهروني كه سر بقيه شيره مي‌ماليد و با زبلي كارهايش را پيش مي‌برد. اولين نقش از اين سري حضور در قالب سامري در فيلم «دايره مينا» بود. يك دلال خون بددهن كه با حقه پسرك خوشگل را به خود نزديك مي‌كرد و از پدر پيرش دور. چند سال بعد، انتظامي اين نقش را با رويكردي پيچيده‌تر ارتقا داد و با بازي در كالبد عباس آقا سوپر گوشت در «اجاره‌نشين‌ها»، يكي از بهترين بازي‌ها در تاريخ سينماي ايران را سبب شد. در نقش مردي خاكستري كه تركيبي از خبث طينت و مهرباني ذاتي بود. يك تصوير جاودانه از مسلك «تهروني‌جماعت» روي پرده سينما كه صراحت را به انضمام تندخويي با سيّاس بودن و گشاده‌دستي مي‌آميخت و كاراكتر متلون و پيچيده‌اي را بوجود مي‌آورد كه در كارنامه خودش و داريوش مهرجويي بي‌بديل و يگانه بود. در «هامون» با آن پايي كه مي‌شليد و رفتار عملگرايانه‌اي كه از خود بروز مي‌داد بدنبال راه‌حل و نجات هامون بود. مجالش براي درخشش در كانون فيلم‌هاي مهرجويي اما به پايان رسيده بود و از رُل آقاي دبيري با آن نگراني و واهمه‌اش بر سر نجات دوست، به پيرمرد پدرسوخته فيلم «بانو» رسيد كه نه تنها بناي همراهي با زن بي‌پناه را نداشت كه بدنبال استثمار او و خانه اعياني‌اش بود. انتظامي در دهه هفتاد با نقش‌آفريني در سه نقش اصلي در سه فيلم «خانه خلوت» مهدي صباغ‌زاده، «روز فرشته» بهروز افخمي و «روسري آبي» رخشان بني‌اعتماد، به حضور خود در سطح اول بازيگري در سينماي ايران ادامه داد. سه فيلم متوسط كه بواسطه حضور و جزئيات بازي او تماشايي شدند. آقاي بازيگر در كنار حضور غبطه‌برانگيزش در فيلم‌هاي مهرجويي، دو بازي درخشان ديگر در كارنامه‌ دارد كه جهان‌هاي هر دو فيلم حاصل بدبيني به مناسبات فرهنگي/تاريخي ايران بودند و با رويكردي انتقادي دو مفهوم برجسته در اين جغرافيا را موكد و برجسته مي‌كردند؛ «جهل» و «پدرسالاري». در «حاجي واشنگتن» علي حاتمي به نقش اولين سفير ايران در ايالات متحده آمريكا كه انتظار شهرفرنگ داشت و تنهايي و فقر نصيبش مي‌شد، و در «گاوخوني» بهروز افخمي/جعفر مدرس صادقي در قالب پدري ديكتاتور كه حضور و استيلايش مايه آزار و دليلي براي مرگ فرزند بود.
پويان عسگري
نظرات
پوريا شنبه 27 مرداد 1397 خدايش بيامرزد.
به ديوانه از قفس پريدش اشاره‌اي نشد.
0 0
پاسخ

سحر يكشنبه 28 مرداد 1397 خيلي خوب نوشتيد آقاي عسگري
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط





























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز