یادداشت پویان عسگری درباره سه فیلمساز مهم در تاریخ سینمای ایران؛ فرخ غفاری، رسول ملاقلی‌پور و نصیب نصیبی

درباره فرخ غفاري: نخستين سينه‌فيل/مورخ/منتقد/فيلمساز جدي در تاريخ سينماي ايران. تربيت شده در فرهنگِ اروپاييِ بعد از جنگ جهاني دوم و آشنا با هنر مدرن روزگار خود.
7فاز:
درباره فرخ غفاري:
 نخستين سينه‌فيل/مورخ/منتقد/فيلمساز جدي در تاريخ سينماي ايران. تربيت شده در فرهنگِ اروپاييِ بعد از جنگ جهاني دوم و آشنا با هنر مدرن روزگار خود. او با ساخت چهار فيلم سينمايي و بواسطه دو اثر («جنوب‌شهر» و «شب قوزي») بر فيلمسازي جدي (ساخت فيلم بر مبناي اصول زيبايي‌شناختي غربي و نه تقليد از فيلم‌هاي پيش‌پاافتاده مصري و تركي و هندي) در سينمايِ فارسي تاثير فراوان گذاشت و از طريق تشكيل كانون ملي فيلم (فيلم‌خانه ملي ايران) براي نمايش آثار مهم تاريخ سينما (تلاشي براي بازتوليد «سينما تِك» پاريس در تهران) باعث شكل‌گيري مقدماتي فرهنگ فيلم‌بيني در ايران شد. افسوس كه تلاش او براي معماري يك سينماي جدي با فرهنگ/تماشاگران متناسب و مورد نيازش، به علت مصائب و مرارت‌هاي برآمده از «توسعه‌نيافتگي» صنعتي/فرهنگي و عدم وجود صنعتِ فرهنگ‌ساز در جامعه ايراني به سرانجام نرسيد. و غفاري همچون هر انسان خردمند ديگر كه در پيگيري ايده شخصي و انتقال دانش، در اين سرزمين به افسردگي و سرخوردگي مي‌رسد، نااميد و دلشكسته از بي‌توجهي به مديوم سينما، در اواخر دهه پنجاه براي هميشه ايران را ترك كرد. او اولين آموزگار هر فيلمساز/منتقد/سينه‌فيل ايراني است كه نگاهي تاريخي، جدي و دقيق به مديوم سينما دارد.

درباره رسول ملاقلي‌پور: هيچ آبي نمي‌توانست آتش شعله‌ور درونش را خاموش كند. مرد آتشين‌مزاج، عاصي و خسته هيچ‌گاه در زندگي‌اش آرام نگرفت و فيلم‌هاي تب‌دار و مسئله‌سازش گواهي بر اين موضوع هستند. از رئاليسم چرك «مجنون» و غزل محزون «سفر به چزابه» تا فانتزي افسارگسيخته «كمكم كن» و صاعقه انتقادي/عاشقانه «قارچ سمي» و مرگ‌آگاهي شاعرانه «مزرعه پدري»، همگي دلالت بر يك وجود پيچيده با مختصات رمانتيك دارند. خشونت و عصبانيت و قلب تپنده‌ي او از درون عاطفي و بشدت احساساتي‌اش مي‌آمدند و مهمترين شناسه در يادآوري فيلم‌هايش هم به ژست رمانتيكِ غليظ خالق در مواجهه با شخصيت‌هاي رنجور و مشتاق زندگي در فيلم‌هايش مرتبط است. مثل هر فرديت ويژه و تك‌افتاده، بعد از فقدان و مرگ زودهنگام‌اش، كسي نتوانست جاي او را پر كند. جانشينان‌اش بيش از حد تخت و قراردادي بودند در حالي‌كه او جمع اضداد بود و با نقيض خويش در شخصي‌ترين احوالاتش مي‌زيست. طبيعتا فرديت ويژه به همين سادگي‌ها به دست نمي‌آيد و بايد سال‌ها منتظر ماند تا فيلمسازي شبيه به او، با خويي نرينه و طبعي لطيف ظهور كند. فيلمسازي كه به شكل غريزي مديوم و ابعاد تاثيرگذاري آن را بشناسد و بي‌ترس از قضاوت‌هاي جماعت متوسط‌‌الحال و افكار ميانمايه حاكم بر فضاي روشنفكرنما، علائق و ايده‌هاي خودش را پيش ببرد. در فرصتي مناسب درباره رسول ملاقلي‌پور و سينمايش خواهم نوشت اما تا آن روز و آن مقاله، اين يادداشت كوتاه حاوي ارادت من به يكي از خاص‌ترين فيلمسازان تاريخ سينماي ايران است. هنرمندي با روح بي‌تاب و سركش كه بنا بر فطرت تهاجمي‌اش مخاطب خود و آثارش را وادار به واكنش و مخالفت مي‌كرد. آن هم در فرهنگي كه تذبذب و تقيه و رفتار مسالمت‌جويانه به عنوان فضائل اخلاقي و خصائل برگزيده يك هنرمند تعريف و پيشنهاد مي‌شوند!

درباره نصيب نصيبي: نصيب نصيبي فيلمسازي مهم اما قدرناديده در بررسي‌هاي انتقادي پيرامون تاريخ سينماي ايران است. مهمترين كارگردان برآمده از رويكردها و سنت‌هاي آرتيستيكِ مدرن ادبي در دهه چهل خورشيدي (همچون بيژن الهي در ادبيات و عباس نعلبنديان در تئاتر)، كه دستاورد سينمايي‌اش در قالب دو فيلم تجربي و آوانگارد، كماكان بعد از پنج دهه پيشرو و ماندگار و نابهنگام جلوه مي‌كند. ماحصلي كه در اواخر دهه چهل بدل به يكي از خلاقانه‌ترين چرخه‌هاي فيلمسازي در حاشيه سينماي فارسي مي‌شود؛ جريان سينماي آزاد. اولين فيلم تجربي نصيبي با نام «مرگ يك قصه» پنجاه سال پيش و يك سال قبل از دو فيلم مهم جريان اصلي سينماي ايران در اواخر دهه چهل («گاو» و «قيصر») ساخته شده. در بي‌اعتنايي و ضديت كامل با قواعد داستانگويي سينماي روايي و دهن‌كجي‌اي آشكار به قراردادهاي سينماي فارسي. فيلمي خودآگاه؛ تحت تاثير ژان كوكتو، فيلم‌هاي «اندر گراند» نيويوركي، ژان لوك گدار، «هيروشيما عشق من» و «سال گذشته در مارين باد» آلن رنه و نوع مواجهه شاعرانه فريدون رهنما با سينما كه از عنوان‌بندي و رژيم بصري‌ تا شيوه حرف زدن آدم‌ها و ايده‌هاي تماتيك، مسيري انقلابي را در سينماي ايران پيگيري مي‌كند و به شيوه‌اي عجيب با طرح ايده وقوع جنگ براي جامعه ايراني و تبديل عروسي به عزا كاركردي پيشگويانه مي‌يابد. نصيبي ولي برخلاف تمام فيلمسازان بعدي سينماي ايران كه ادعاي فيلمسازي آوانگارد داشته‌اند اما نتيجه كارشان پيش‌پاافتاده و محدود جلوه كرده، به زيبايي‌شناسي منحصربفرد خود در فيلم‌هايش مي‌رسد. استتيكي مبتني بر استفاده از مصالح بومي و شرقي در اسلوبي مدرن و ضد زيبايي‌شناسي مرسوم سينماي روايي. هنوز و بعد از پنج دهه مهمترين فيلم‌هاي تجربي/اكسپريمنتال سينماي ايران كه توامان به توجيه استتيك و فوران احساسات در كالبدي تغزلي مي‌رسند، به نصيبي تعلق دارد. بعبارت بهتر فيلم‌هاي او زيبايي و اصالتي برآمده از يك زيست واقعي روشنفكرانه دارند كه كار فيلمسازان تقليدي بعدي فاقد آن است. نكته اينجا است كه نصيبي، معنويت (استعلا) و ديدگاه بدبينانه (افسردگي) نسبت به مناسبات جهان و مختصات زيبايي‌شناسانه دو فيلمش را علاوه بر تاثيرپذيري از فيلم‌هاي آرت‌هاوس غربي، از فرهنگي (فرهنگ عمومي و فرهنگ روشنفكرانه) كه در آن مي‌زيست و الگوهاي نمايشيِ آييني و بومي به ساختار مدرن فيلم‌هايش منتقل كرد اما فيلمسازان بعدي اين‌كار را صرفا با تقليدي خام و سطحي از استتيك فيلم‌هاي هنري خارجي، در بي‌توجهي كامل به فرهنگ فولك و حساسيت‌هاي انسان شرقي انجام دادند. نصيبي در فيلم دومش «چه هراسي دارد ظلمت روح!» با خروج از توحش و اغتشاش شهر كه در «مرگ يك قصه» به آن پرداخته بود، در مامن طبيعت مدلي شرقي از آرامش و رهاييِ متافيزيكي را بواسطه سلوكي عرفاني جستجو مي‌كند. او جاه‌طلبانه ايده‌هاي فيلم اول را در گسست كامل از سينماي روايي و درفضايي استليزه و بغايت شاعرانه، بسط مي‌دهد و مهمترين و افراطي‌ترين فيلم تجربي در تاريخ سينماي ايران را مي‌سازد. اثري غريب و معناگريز كه به نحوي جالب منبع الهام سه فيلم مدرن سينماي ايران در دهه پنجاه شمسي؛ «چشمه» آربي آوانسيان، «مغول‌ها» پرويز كيمياوي و «چريكه تارا» بهرام بيضائي بوده. فيلمي شورشي و رام‌نشدني كه تمام انگاره‌ها و معيارهاي منتقدانه را پس مي‌زند و كيلومترها دورتر از انتظارات فرمي منتقد و تماشاگر جدي، ساختار استتيك خود را بر مبناي قطعات منتج شده از شعر نو (شعر حجم) بنا مي‌سازد. موومان‌هايي پراكنده يا تكه‌هايي فرماليستي كه در رويكردي سبك‌پردازانه، عواطف و مضامين ملانكوليك موجود در كانون معنايي فيلم را مضاعف و برجسته كرده و با برانگيختن احساساتِ رنجورِ مدفون در ناخودآگاه تماشاگر، او را در مواجهه با سويه‌هاي تاريك انسان مدرنِ نيازمندِ معنويت، به تامل در احوالات پريشانِ شخصيت‌ها در دنياي بشدت پيچيده و ذهني فيلم وامي‌دارد.
پويان عسگري
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز